X
تبلیغات
عشق
 

عشق از عشقه(پیچک) اومده .گیاهی که به دور هر چیزی می پیچه  وبالا میره.

|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392  |
 خاموشم وسرد
میشه همیشه خدا به یادت باشه وتو به یادش نباشی

میشه همیشه اون تو رو ببینه تو اونو نبینی  


|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392  |
 خاموشم وسرد
میشه همیشه خدا به یادت باشه وتو به یادش نباشی

میشه همیشه اون تو رو ببینه تو اونو نبینی  


|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392  |
 
خدایا بر من رحم کن

بر من که میدانم ناتوانم رحم کن

باشد که نباشم اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد.

|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391  |
 

 

انحناء زمان

 من از تضاد به تقارن و از هیاهو به سکوت از راه شناخت انحناء زمان و انحناء فضا رسیدم

بعضی ها

بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند

بعضي ها وقتي گيرمي كنند دوستت هستند

 بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند

بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند

 بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند

 بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند . . .

 آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند

صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور می باشد( لوکوربوزیه)

چرا کندوی زنبور عسل 6 ضلعی است

حجره هاي زنبور عسل هميشه شش گوشه اند و دانشمندان مي گويندکه چنين حجره هايي با کمترين مواد ساختماني ، بيشتري جا را فراهم مي کنند. اگر حجره ها به شکل مربع ساخته مي شد، زواياي داخل لانه ها خالي و بي مصرف مي ماند چون حجم بدن زنبور تقريباً استوانه اي است و اگر حجره ها کاملاً استوانه اي ساخته مي شد، در بين آن ها فضاهاي خالي و فاصله هايي به وجود مي آمد که بيهوده و بي مصرف مي ماند. خلاصه اين که ، هر چه دانشمندان به ساختمان لانه ي زنبور عسل بيشتر دقت مي کنند ، بيشتر غرق اعجاب و حيرت مي شوند

در آزمايشي ثابت شد که در يک محيط مشخص سلول هايي با اشکال مثلث ، مربع ، دايره ، پنج ضلعي ، شش ضلعي و هشت ضلعي ، بيشترين حجره ها و ايجاد کمترين فضاي خالي متعلق به محيط با حجره هاي 6 ضلعي مي باشند .
معمولاً زنبوران طوري مي سازند که:
- تهويه به آساني صورت بپذيرد .
- حرارت ايجاد شده به آساني از لانه خارج نشود .
- جهت ساخت لانه با جهت تابش طلوع خورشيد يکي باشد .
- محل هايي براي ساخت لانه انتخاب مي گردد که کم رفت و آمد باشند .

زنبور عسل یک معمارقهار است . زیرا از 6 ضلعی در ساخت خانه اش استفاده کرده . 6 ضلعی منتظم یک شکل استوار و پایدار است چون از 6 مثلث متساوی الاضلاع برای کشیدنش استفاده شده . و همه ضلعها و زاویه ها برابر است.

 

آیا میدانید:

اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

 آیا میدانید:

کمبوجیه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد. اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

 آیا میدانید:


داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک (طلا) و سیکو (نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.

 آیا میدانید:


داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت.

 آیا میدانید:

داریوش در پاییز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد. آیا میدانید:


کوروش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.

آیا میدانید:


داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت. آیا میدانید:


اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید.

آیا میدانید:


داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا (داریک) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با عسل و پنیر-روغنوکره میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند.

 آیا میدانید: -


داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است.

آیا میدانید:


تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روزه ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود. بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.

 آیا میدانید:


داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.

 آیا میدانید:


داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک - سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف (چاپارخانه) رابنیان نهاد.

آیا میدانید:


اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

 آیا میدانید:


داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد.


فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

آیا میدانید:


در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت.

آیا میدانید:

                                                                                                                                                


داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در یکشنبه دوم مهر 1391  |
 سوره یس
|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در چهارشنبه هفتم تیر 1391  |
 
خواندن سوره یس برابربا ختم ۱۲قران است وبه صاحبش میرسد خیر دنیا وآخرت ودفع می کند از او بلاهای دنیا وهولهای آخرت .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يس(يس/1)

يس.

وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ(يس/2)

سوگند به قرآن حکيم.

إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ(يس/3)

که تو قطعا از رسولان (خداوند) هستي،

عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(يس/4)

بر راهي راست (قرار داري)؛

تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ(يس/5)

اين قرآني است که از سوي خداوند عزيز و رحيم نازل شده است‌

لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ(يس/6)

تا قومي را بيم دهي که پدرانشان انذار نشدند، از اين رو آنان غافلند!

لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يؤْمِنُونَ(يس/7)

فرمان (الهي) درباره بيشتر آنها تحقق يافته، به همين جهت ايمان نمي‌آورند!

إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِي إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ(يس/8)

ما در گردنهاي آنان غلهايي قرار داديم که تا چانه‌ها ادامه دارد و سرهاي آنان را به بالا نگاه داشته است!

وَجَعَلْنَا مِنْ بَينِ أَيدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَينَاهُمْ فَهُمْ لَا يبْصِرُونَ(يس/9)

و در پيش روي آنان سدي قرار داديم، و در پشت سرشان سدي؛ و چشمانشان را پوشانده‌ايم، لذا نمي‌بينند!

وَسَوَاءٌ عَلَيهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يؤْمِنُونَ(يس/10)

براي آنان يکسان است: چه انذارشان کني يا نکني، ايمان نمي‌آورند!

إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِي الرَّحْمَنَ بِالْغَيبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ(يس/11)

تو فقط کسي را انذار مي‌کني که از اين يادآوري (الهي) پيروي کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنين کسي را به آمرزش و پاداشي پرارزش بشارت ده!

إِنَّا نَحْنُ نُحْيي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ(يس/12)

به يقين ما مردگان را زنده مي‌کنيم و آنچه را از پيش فرستاده‌اند و تمام آثار آنها را مي نويسيم؛ و همه چيز را در کتاب آشکار کننده‌اي برشمرده‌ايم!

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ(يس/13)

و براي آنها، اصحاب قريه (انطاکيه) را مثال بزن هنگامي که فرستادگان خدا به سوي آنان آمدند؛

إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيهِمُ اثْنَينِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيكُمْ مُرْسَلُونَ(يس/14)

هنگامي که دو نفر از رسولان را بسوي آنها فرستاديم، اما آنان رسولان (ما) را تکذيب کردند؛ پس براي تقويت آن دو، شخص سومي فرستاديم، آنها همگي گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم!»

قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ(يس/15)

اما آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشري همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزي نازل نکرده، شما فقط دروغ مي‌گوييد!»

قَالُوا رَبُّنَا يعْلَمُ إِنَّا إِلَيكُمْ لَمُرْسَلُونَ(يس/16)

(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعا فرستادگان (او) به سوي شما هستيم،

وَمَا عَلَينَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ(يس/17)

و بر عهده ما چيزي جز ابلاغ آشکار نيست!»

قَالُوا إِنَّا تَطَيرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ(يس/18)

آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد!

قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ(يس/19)

(رسولان) گفتند: «شومي شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلکه شما گروهي اسرافکاريد!»

وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يسْعَى قَالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ(يس/20)

و مردي (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اي قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروي کنيد!

اتَّبِعُوا مَنْ لَا يسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ(يس/21)

از کساني پيروي کنيد که از شما مزدي نمي‌خواهند و خود هدايت يافته‌اند!

وَمَا لِي لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ(يس/22)

من چرا کسي را پرستش نکنم که مرا آفريده، و همگي به سوي او بازگشت داده مي‌شويد؟!

أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيئًا وَلَا ينْقِذُونِ(يس/23)

آيا غير از او معبوداني را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند، شفاعت آنها کمترين فايده‌اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!

إِنِّي إِذًا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(يس/24)

اگر چنين کنم، من در گمراهي آشکاري خواهم بود!

إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ(يس/25)

(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!»

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يا لَيتَ قَوْمِي يعْلَمُونَ(يس/26)

(سرانجام او را شهيد کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اي کاش قوم من مي‌دانستند...

بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ(يس/27)

که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي‌داشتگان قرار داده است!»

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِينَ(يس/28)

و ما بعد از او بر قومش هيچ لشکري از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛

إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ(يس/29)

(بلکه) فقط يک صيحه آسماني بود، ناگهان همگي خاموش شدند!

يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ(يس/30)

افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!

أَلَمْ يرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيهِمْ لَا يرْجِعُونَ(يس/31)

آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند (و زنده نمي‌شوند)!

وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَينَا مُحْضَرُونَ(يس/32)

و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‌شوند!

وَآيةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيتَةُ أَحْيينَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يأْكُلُونَ(يس/33)

زمين مرده براي آنها آيتي است، ما آن را زنده کرديم و دانه‌هاي (غذايي) از آن خارج ساختيم که از آن مي‌خورند؛

وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيونِ(يس/34)

و در آن باغهايي از نخلها و انگورها قرار داديم و چشمه‌هايي از آن جاري ساختيم،

لِيأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيدِيهِمْ أَفَلَا يشْكُرُونَ(يس/35)

تا از ميوه آن بخورند در حالي که دست آنان هيچ دخالتي در ساختن آن نداشته است! آيا شکر خدا را بجا نمي‌آورند؟!

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يعْلَمُونَ(يس/36)

منزه است کسي که تمام زوجها را آفريد، از آنچه زمين مي‌روياند، و از خودشان، و از آنچه نمي‌دانند!

وَآيةٌ لَهُمُ اللَّيلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ(يس/37)

شب (نيز) براي آنها نشانه‌اي است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن برمي‌گيريم، ناگهان تاريکي آنان را فرا مي‌گيرد!

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(يس/38)

و خورشيد (نيز براي آنها آيتي است) که پيوسته بسوي قرارگاهش در حرکت است؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست.

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ(يس/39)

و براي ماه منزلگاه‌هايي قرار داديم، (و هنگامي که اين منازل را طي کرد) سرانجام بصورت «شاخه کهنه قوسي شکل و زرد رنگ خرما» در مي‌آيد.

لَا الشَّمْسُ ينْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يسْبَحُونَ(يس/40)

نه خورشيد را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشي مي‌گيرد؛ و هر کدام در مسير خود شناورند.

وَآيةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ(يس/41)

نشانه‌اي (ديگر از عظمت پروردگار) براي آنان است که ما فرزندانشان را در کشتيهايي پر (از وسايل و بارها) حمل کرديم.

وَخَلَقْنَا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مَا يرْكَبُونَ(يس/42)

و براي آنها مرکبهاي ديگري همانند آن آفريديم.

وَإِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ ينْقَذُونَ(يس/43)

و اگر بخواهيم آنها را غرق مي‌کنيم بطوري که نه فريادرسي داشته باشند و نه نجات داده شوند!

إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ(يس/44)

مگر اينکه رحمت ما شامل حال آنان شود، و تا زمان معيني از اين زندگي بهره گيرند!

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَينَ أَيدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(يس/45)

و هرگاه به آنها گفته شود: «از آنچه پيش رو و پشت سر شماست [= از عذابهاي الهي‌] بترسيد تا مشمول رحمت الهي شويد!» (اعتنا نمي‌کنند).

وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ(يس/46)

و هيچ آيه‌اي از آيات پروردگارشان براي آنها نمي‌آيد مگر اينکه از آن روي‌گردان مي شوند.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ يشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(يس/47)

و هنگامي که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزي کرده انفاق کنيد!»، کافران به مؤمنان مي‌گويند: «آيا ما کسي را اطعام کنيم که اگر خدا مي‌خواست او را اطعام مي‌کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهي آشکاريد»!

وَيقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(يس/48)

آنها مي‌گويند: «اگر راست مي‌گوييد، اين وعده (قيامت) کي خواهد بود؟!

مَا ينْظُرُونَ إِلَّا صَيحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يخِصِّمُونَ(يس/49)

(اما)جز اين انتظار نمي‌کشند که يک صيحه عظيم (آسماني) آنها را فراگيرد، در حالي که مشغول جدال (در امور دنيا) هستند.

فَلَا يسْتَطِيعُونَ تَوْصِيةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يرْجِعُونَ(يس/50)

(چنان غافلگير مي‌شوند که حتي) نمي‌توانند وصيتي کنند يا به سوي خانواده خود بازگردند!

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ ينْسِلُونَ(يس/51)

(بار ديگر) در «صور» دميده مي‌شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوي (دادگاه) پروردگارشان مي‌روند!

قَالُوا يا وَيلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ(يس/52)

مي‌گويند: «اي واي بر ما! چه کسي ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟! (آري) اين همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند!»

إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَينَا مُحْضَرُونَ(يس/53)

صيحه واحدي بيش نيست، (فريادي عظيم برمي‌خيزد) ناگهان همگي نزد ما احضار مي‌شوند!

فَالْيوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(يس/54)

(و به آنها گفته مي‌شود:) امروز به هيچ کس ذره‌اي ستم نمي‌شود، و جز آنچه را عمل مي‌کرديد جزا داده نمي‌شويد!

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ(يس/55)

بهشتيان، امروز به نعمتهاي خدا مشغول و مسرورند.

هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ(يس/56)

آنها و همسرانشان در سايه‌هاي (قصرها و درختان بهشتي) بر تختها تکيه زده‌اند.

لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُمْ مَا يدَّعُونَ(يس/57)

براي آنها در بهشت ميوه بسيار لذت‌بخشي است، و هر چه بخواهند در اختيار آنان خواهد بود!

سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ(يس/58)

بر آنها سلام (و درود الهي) است؛ اين سخني است از سوي پروردگاري مهربان!

وَامْتَازُوا الْيوْمَ أَيهَا الْمُجْرِمُونَ(يس/59)

(و به آنها مي‌گويند:) جدا شويد امروز اي گنهکاران!

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(يس/60)

آيا با شما عهد نکردم اي فرزندان آدم که شيطان را نپرستيد، که او براي شما دشمن آشکاري است؟!

وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ(يس/61)

و اينکه مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است؟!

وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ(يس/62)

او گروه زيادي از شما را گمراه کرد، آيا انديشه نکرديد؟!

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ(يس/63)

اين همان دوزخي است که به شما وعده داده مي‌شد!

اصْلَوْهَا الْيوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ(يس/64)

امروز وارد آن شويد و به خاطر کفري که داشتيد به آتش آن بسوزيد!

الْيوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يكْسِبُونَ(يس/65)

امروز بر دهانشان مهر مي‌نهيم، و دستهايشان با ما سخن مي‌گويند و پاهايشان کارهايي را که انجام مي‌دادند شهادت مي‌دهند!

وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْينِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يبْصِرُونَ(يس/66)

و اگر بخواهيم چشمانشان را محو کنيم؛ سپس براي عبور از راه، مي‌خواهند بر يکديگر پيشي بگيرند، اما چگونه مي‌توانند ببينند؟!

وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيا وَلَا يرْجِعُونَ(يس/67)

و اگر بخواهيم آنها را در جاي خود مسخ مي‌کنيم (و به مجسمه‌هايي بي‌روح مبدل مي‌سازيم) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند يا به عقب برگردند!

وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يعْقِلُونَ(يس/68)

هر کس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه‌اش مي‌کنيم (و به ناتواني کودکي باز مي‌گردانيم)؛ آيا انديشه نمي‌کنند؟!

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا ينْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ(يس/69)

ما هرگز شعر به او [= پيامبر] نياموختيم، و شايسته او نيست (شاعر باشد)؛ اين (کتاب آسماني) فقط ذکر و قرآن مبين است!

لِينْذِرَ مَنْ كَانَ حَيا وَيحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ(يس/70)

تا افرادي را که زنده‌اند بيم دهد (و بر کافران اتمام حجت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلم گردد!

أَوَلَمْ يرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ(يس/71)

آيا نديدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‌ايم چهارپاياني براي آنان آفريديم که آنان مالک آن هستند؟!

وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يأْكُلُونَ(يس/72)

و آنها را رام ايشان ساختيم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذيه مي‌کنند؛

وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يشْكُرُونَ(يس/73)

و براي آنان بهره‌هاي ديگري در آن (حيوانات) است و نوشيدنيهائي گوارا؛ آيا با اين حال شکرگزاري نمي‌کنند؟!

وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ ينْصَرُونَ(يس/74)

آنان غير از خدا معبوداني براي خويش برگزيدند به اين اميد که ياري شوند!

لَا يسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ(يس/75)

ولي آنها قادر به ياري ايشان نيستند، و اين (عبادت‌کنندگان در قيامت) لشکري براي آنها خواهند بود که در آتش دوزخ احضار مي‌شوند!

فَلَا يحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ(يس/76)

پس سخنانشان تو را غمگين نسازد، ما آنچه را پنهان مي‌دارند و آنچه را آشکار مي‌کنند مي‌دانيم!

أَوَلَمْ يرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ(يس/77)

آيا انسان نمي‌داند که ما او را از نطفه‌اي بي‌ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست!

وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِي خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يحْيي الْعِظَامَ وَهِي رَمِيمٌ(يس/78)

و براي ما مثالي زد و آفرينش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسي اين استخوانها را زنده مي‌کند در حالي که پوسيده است؟!»

قُلْ يحْييهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ(يس/79)

بگو: «همان کسي آن را زنده مي‌کند که نخستين بار آن را آفريد؛ و او به هر مخلوقي داناست!

الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ(يس/80)

همان کسي که براي شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مي‌افروزيد!»

أَوَلَيسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ(يس/81)

آيا کسي که آسمانها و زمين را آفريد، نمي‌تواند همانند آنان [= انسانهاي خاک شده‌] را بيافريند؟! آري (مي‌تواند)، و او آفريدگار داناست!

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ(يس/82)

فرمان او چنين است که هرگاه چيزي را اراده کند، تنها به آن مي‌گويد: «موجود باش!»، آن نيز بي‌درنگ موجود مي‌شود!

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ(يس/83)

پس منزه است خداوندي که مالکيت و حاکميت همه چيز در دست اوست؛ و شما را به سوي او بازمي‌گردانند!

|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در چهارشنبه هفتم تیر 1391  |
 

                                                           لا اله الا حق

اسما الله الحسنی (نامهای زیبای خداوند )تالیف ملا حبیب الله شریف کاشانی مترجم محمد رسول دریایی

1)هو/صاحب یقین شودواز اهل معرفت ( 11)

2)الله/ اسم اعظم جامع تمام اسماست ( 66)

3)الواحد/برای انس و الفت و عزت ( 19)

4)الاحد/برای انقطاع از خلق و رهایی از کثرت  (13)

5)الصمد/مداومت بران سبب بی نیازی(134)

6)الاول/پیش از شروع کار موجب برکت (37)

7)الاخر/ غلبه بر خصم  و عزت و حسن عاقبت (801)

8)السمیع/استجابت دعا هرگز پریشان نگردد(180)

9)البصیر/رفع درد چشم اهل یقین شدن (302)

10)القدیر/غلبه بر خصم و قوت قلب و تسلط بر امور(314)

11)القاهر/موجب بیرون رفتن دوستی دنیا از دل (306)

12)العلی/ صاحب ابرو و منزلت میشود(110)

13)الباقی/برای طول عمر و استحکام امور و بقای اولاد(113)

14)الاعلی/موجب محبوب شدن د رقلوب (111)

15)البدیع/ معرفت روزی و درست امدن کار ها (81)

16)الباری/خلاصی از تنهایی و پیداشدن فرزند (213)

17)الاکرم/برامدن مقاصد دنیا و اخرت و عزت (261)

18)الظاهر/برای ظهور مخفیات و گمشدهها(261)

19)الباطن/اطلاع از اسرار مکنونه (62)

20)الحی/شفا ایمنی  طول عمر و رفع مقاجات (18)

21)الحکیم/خداوند او را حکمت بیاموزد (78)

22)العلیم/فتوحات قلبیه و معارف حقیقیه(150)

23)الحلیم /امن از خوف ارامی دل (88)

24)الحفیظ/از مهلکه خائف است و سریع الاجابه(998)

25)الحق/خلاصی از دست طلبکار  و گمشده (108)

26)الحسیب /فیصله یافتن امور به هم ریخته (80)

27)الحمید/بر طرف شدن اخلاق ذمیمه (62)

28)الحفی/برای دوستی و محبت علم و معرفت (98)

29)الرب/ براورده شدن حاجات محبت قدرت و امنیت (202)

30)الرحمن /مورد عنایت حق گردد (298)

31)الرحیم/برامدن حوائج دنیا و اخرت (258)

32)الذاری/برای  رد غایب (گمشده)(911)

33)الرزاق/وسعت  روزی در مال حلال (308)

34)الرقیب /حفظ مال و اهل و عیال(312)

35)الروف /شخصی را مسخر خود گردانید (286)

36)الرائی /برای حصول معرفت و بصیرت (221)

37)السلام /شفا و سلامتی (131)

38)المومن /ثابت کننده ایمان از شر جن و انس (136)

39)المهیمن /طالب اسرار باطن (145)

40)العزیز /عزت او زیاد میشود (94)

41)الجبار /ازشر ستمکاران درمان درد (206)

42)المتکبر /برای حصول بزرگواری (662)

43)السید /حصول بزرگی و شرافت (74)

44)السبوح /از شر نفس و وساوس شیطان(76)

45)الشهید /اطلاع از مغیبات نافع (219)

46)الصادق /صدق و صفای باطن (195)

47)الصانع /استوارشدن صنایع (211)

48)الطاهر /حصول اخلاق فاضله (215)

49)العدل /بر خوردار شدن لطایف خداوند (104)

50)العفو /امرزش گناهان ( 156)

51)الغفور /امرزش گناه و از بلاها محفوظ ماندن  (1286)

52)الغنی /در تجارت سود کند (1060)

53)الغیاث /دفع اضطرار و وحشت تنهایی (1511)

54)الفاطر /بر اورده شدن مهمات (290)

55)الفرد /خلاصی از کثرت (284)

56)الفتاح /گشاینده خزاین رزق و روزی (486)

 57)الفالق /پیداشدن راه گمشده (211)

58)القدیم /طول عمر و سلامت (154)

59)الملک /حصول جاه و غنی (90)

60)القدوس /دل صاف و از وسوسه(170)

61)القوی /توانایی و قوت نافع است (116)

62)القریب /گشوده شدن کارهای بسته (312)

63)القیوم /تصفیه دل (156)

64)القابض /بردفع دشمن قوی (903)

65)الباسط /وسعت و کثرت نعمت (72)

66)قاضی الحاجات /بر امدن حاجات و مطالب مهمه(1355)

 67)المجید /موجب شفای دردها و نور دل (57)

68)الولی /ایمن بودن از غرق و حرق (46)

69)المنان /برای دفع تنگدستی و فقر (141)

70)المحیط /حصول علم و معرفت (67)

71)المبین /جلب محبت و احقاق حق (102)

72)المقیت /توسعه رزق (550)

73)المصور /اعطای فرزندصالح (336)

74)الکریم /از جایی که گمان نبری روزی دهد (270)

75)الکافی /کفایت مهمات و دفع شر دشمنان (111)

76)کاشف الضر /رفع هم و غم و فقر و بیماری (1432)

77 )الوتر /حصول تجرد و انقطاع از خلق (606)

78)النور /دلش به نور الهی منور گردد (256)

79)الوهاب /او را از خلق مستغنی گرداند (14)

80 )الناصر /بر دشمنان مظفر و منصور گرداند (341)

81 )الواسع /وسعت رزق و طول عمر (137)

82)الودود /ایجاد محبت و دوستی (20)

83 )الهادی /حقیقت امر اشکار شدن (20)

84)الوفی /راست امدن وعده (96)

85 )الوکیل /ایمنی از حرق و غرق (66)

86) الوارث /حاجتش روا شود (707)

 87 )البر /فرزند از افات سالم ماند (202)

88)الباعث /باطن زنده و دل نورانی شود (573)

89)التواب /دفع وسوسه و افت جن (409)

90)الجواد /دفع صفت بخل (14)

91)الجلیل /حصول بزرگی و حشمت (73)

92)الخبیر /خبر از امور پنهانی (812)

93)الخالق /نورانی شدن قلب (731)

94)خیر الناصرین /غلبه بر دشمن (1242)

95)الدیان /صفای باطن وبازگشت غایب (65)

96)الشکور /شفا وسعت معیشت (526)

97)العظیم /حصول جاه و عظمت (1020)

98)اللطیف /عالم به اشیا (129)

99)الثافی /شفای امراض درونی و بیرونی (391)

100)الکبیر /بر اورده شدن حاجات (232)

اذکاری که مستجاب میشوند هر یک دارای یک موکل اند و با هرکلمه ای یک فرشته همراه

اذکاری که از قلب  خارج میشودهرکلمه اش یک فرشته تجسم می یا بد که هر کدام به نوبه ی

خود ان کلمه  را تکرار میکند 0

ذکر خفی ممکن است در خواب به شخص داده شود و یا در بیداری به او الهام شود 0

تعداد دقیق ذکر=در گشودن در بی یک صندوق اگر یک عدد جابه جا شود یا تغییر کند و پس

وپیش شود در صندوق گشوده نمیشود واسرار نهان و گنج مطلوب حاصل نمیشود در ذکر (اسماالله نیزبایدتوجه به کیفیت و کمیت هر دو تمرکز یابد تا اثر کند)0

مفهوم صحیح احصای(اسماالله الحسنی )طهارت نفس و اخلاص قلبی و قلب سلیم یعنی قلب و روح عاری از شرک و شبه و عبودیت مطلق وحلال جویی وعمل و تخلص به خصوصیات صفات

الهی است 0انسان متوکل و معتقد به حال خود رها نمیشود و خداوند او را مدد می فرماید 0

رسول خدا (ص)می فرماید ((اگر لشگر شیاطین اطراف قلب انسان را نگرفته بودند انسان می توانست به ملکوت اسمانها و زمین و به حقایق کل موجودات واقف گردد))0

                                                                                                           معراج السعاده ص 11

                                               التماس دعا

|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در چهارشنبه هفتم تیر 1391  |
 نام های ایرانی

مائده

خوردني، خواني كه بر آن طعام باشد

maede

ماجد

بزرگوار، گرامي

majed

ماجده

زن بزرگوار و گرامي

majede

ماد

ناحيه قديمي از ايران شامل آذر بايجان و عراق عجم، مديا

mad

مادلن

مادلين، نوعي شيريني كه با قند و آرد و كره و تخم مرغ و آب ليمو درست مي كنند، نوعي از انگور، نوعي از گلابي

madlen

مارا

تازه بختي، سعادت. نيكبختي، در عبري:شكل اوليه كلمه ماري=فاني، ميرنده

mara

ماراب

بخت و دولت تازه

marab

ماراسپند

مهراسپند، كلام مقدس، روز بيست و نهم هر ماه شمسي

marespand

مارت

ماخوذ از عب، نام خواهر حضرت مريم كه عيد 29 ژانويه به اسم اوست

mart

مارتا

خداوند پرورنده، ماخوذ از كلمه آرامي، نام دختر اوزون حسن از زن مسيحي خود، نام خواهر مريم

marta

مارتيك

از اعلام مردان ارمني

martik

مارس

مريخ، رب النوع جنگ در نزد روميهاي قديم

mars

ماركار

از اعلام مردان

markar

مارگريت

نوعي گل ريز قرمز، مرواريد، گل مينا

margerit

مارگريتا

گل داودي

margerita

مارلين

برج، پناهگاه، مارلن

marlin

ماري

فاني، ميرنده، مريم

mari

ماري

گل كوچك با خطهاي دراز

mari

ماريا

فاني، ميرنده

mariya

ماريان

مارينا

جويبار، آب

marina

ماريه

زن سپيد، درخشان، چهره، مرغ سنگخوار، نام همسر رسول اكرم

mariye

مازيار

صاحب كوه ماز، نام پسر قارن انقلابي معروف كه عليه اعراب قيام كرد

maziyar

ماشاءالله

آنچه خدابخواهد، مرحبا، آفرين

masaallah

ماشلا

نام زني در داستان وامق و عذرا

masala

ماكان

از سران ديالمه قرن چهارم

makan

ماگدولين

ماخوذ از مجدليه، عهد جديد، انجيل

magdulin

ماگنوليا

مانوليا، درختي هميشه سبز و داراي گلهاي زيبا و معطر به رنگ زرد يا ارغواني

magnoliya

مالك

دارا، صاحب، خداوند

malek

مالكه

مونث مالك

maleke

ماليا

درختي كه در شام مي رويد داراي گلهاي سفيد و خاصيت طبي دارد

maliya

مامدخت

دخترمادر

mamdoxt

مامك

مادر كوچك، مهربان

mamak

مامون

امانت دار، در امان، زنهار داده شد

mamun

مانا

معني و مفهوم، در فارسي:شبيه، مانند

mana

ماندان

ماندانا

mandan

ماندانا

عنبر سياه، يوناني شده ماندان، نام مادر كورش كبير

mandana

ماندگار

پايدار، ماندني

mandegar

مانده

مقيم، باقي، ثابت، خسته، نامي رايج در خوزستان

mande

مانو

مانوش

نام كوهي كه منوچهر در بالاي آن بدنيا آمد

manus

مانوك

نوعي مرغابي كه سرخاب هم ناميده مي شود

manuk

ماني

نام پيامبر ايراني كه نقاش بود

mani

مانيا

معادل و مصغر ماريا، معرب از يوناني، علاقه مفرط به چيز، ديوانگي، جنون

maniya

مانيوك

نام درختي است داراي برگهاي منفرد يا مركب از بعضي گونه هاي آن كائوچو استخراج مي شود

maniyuk

ماه

قمر زمين، يكي از ايزدان موكل روز دوزادهم هر ماه شمسي، كنايه از معشوق زيبارو

mah

ماه آذر

نام وزير انوشيروان

mahazar

ماه آفريد

آفريده ماه، آفريده شده مثل ماه

mahafarid

ماه آفرين

آفريننده ماه

mahafarin

ماه پروين

ماپروين، نام گياهي است معطر و طبي

mahparvin

ماه پري

پري مانندماه، زن بسيار زيبا

mahpari

ماه پيكر

آنكه پيكري زيبا مانند ماه دارد

mahpeykar

ماه جبين

كسي كه پيشانيش مانند ماه درخشان است، معشوق زيبارو

mahjabin

ماه جهان

زيباي جهان

mahjehan

ماه طلعت

ماه سيما، ماهرو

mahtalat

ماه طلعت

ماه سيما، ماهرو

mahtalat

ماه لقا

ماهرو، زيبارو

mahlaqa

ماه ملك

پادشاه زيبا رويان

mahmalek

ماه منظر

ماهرو، ماه چهره

mahmanzar

ماه منظر

ماه منير

ماه درخشان

mahmonir

ماه منير

ماه درخشان

mahmonir

ماهان

منسوب به ماه

mahan

ماهان چهر

داراي چهره اي همچون ماه

mahancehr

ماهان داد

بخشيده و عطيه ماه

mahandad

ماهان رخ

داراي چهره اي همچون ماه

mahanrox

ماهاندخت

دختر ماه، دختر ماه چهر

mahandoxt

ماهانه

منسوب به ماه، مانند ماه

mahane

ماهبانو

بانويي كه همچون ماه زيباست

mahbanu

ماهبد

نگهبان ماه

mahbod

ماهپاره

زن بسيار زيبا همچون ماه، پاره ماه

mahpare

ماهتاب

پرتو ور ماه، كنايه از محبوب زيبا

mahtab

ماهتاج

كسي كه تاج او ماه است

mahtaj

ماهچهر

ماهرو، زيبارو

mahcehr

ماهد

گسترنده، از نامهاي خداوند

mahed

ماهداد

داده و بخشيده ماه

mahdad

ماهدخت

دختر ماه

mahdoxt

ماهديس

مانند ماه زيبا

mahdis

ماهر

استاد، چيره دست، زيرك

maher

ماهرخسار

ماهرو، زيبارو

mahroxsar

ماهرو

ماهرخ، ماهرخسار

mahru

ماهزاد

زاده ماه، زيبارو

mahzad

ماهسا

مانند ماه زيبارو

mahsa

ماهسان

مانند ماه زيبا

mahsan

ماهشاد

زيباروي شاد

mahsad

ماهشيد

ماه درخشان ونوراني

mahsid

ماهفر

داراي فر و شكوه ماه

mahfar

ماهفروز

افروزنده ماه، روشن كننده ماه، مجازا زيباتر ازماه

mhforuz

ماهفريد

زيباي بي همتا

mahfarid

ماهفريد

زيباي بي همتا

mahfarid

ماهك

ماه كوچك، خوبروي كوچك

mahhak

ماهنوش

ماه جاويد، هميشه زيبا

mahnus

ماهو

زينت، آرايش

mahu

ماهيار

يار و ياور ماه، محلي نزديك قمشه

mahyar

ماهين

مهين، منسوب به ماه، زيبارو

mahin

مايل

راغب، خميده

mayel

مبارزالدين

جنگنده در راه دين

mobarezaddin

مبارك

خجسته، بابركت

mobarak

مبدع

مبتكر، ابداع كننده

mobde

مبشر

بشارت دهنده، مژده دهنده

mobasser

مبين

آشكار، واضح، هويدا

mobin

متقي

پرهيزگار، پارسا

motaqi

متوكل

تكيه كننده و اعتماد كننده بر كسي

motevakkel

متين

محكم، استوار، باوقار، سنگين

matin

مجاهد

جهاد كننده با دشمن در راه خدا، كوشش كننده

mojahed

مجتبي

برگزيده، لقب امام حسن

mojtaba

مجدود

بختيار، كامروا، سعادتمند

majdud

مجمر

آتشدان

mejmar

مجيب

پاسخگو، رواكننده حاجت

mojib

مجيد

داراي مجد و بزرگي، بلند مرتبه، لقب قران كريم

majid

مجيده

زن داراي بزرگي، زن بلند مرتبه

majide

مجير

فريادرس، دستگير، پناه دهنده

mojir

محب

دوستدار

mohebb

محبوب

دوست، مورد علاقه و محبت

mahbub

محبوبه

مونث محبوب، معشوقه، زن دوستداشتني

mahbube

محترم

مورد احترام و تكريم

mohtaram

محجوب

باشرم و حيا، شرمگين

mahjub

محجوبه

زن با حجاب و با حيا و شرمگين

mahjube

محدث

سخنگو، روايت كننده حديث

mohaddes

محدثه

زن سخنگو و رواي حديث

mohaddese

محراب

صدر مجلس، قبله، جاي نماز خواندن، آتشگاه

mehrab

محرم

خويشاوند، آشنا، زن، همسر

mahram

محزون

اندوهگين، غمناك

mahzun

محسن

احسان كننده، نيكي كننده

mohsen

محسنه

زن نيكوكار

mohsene

محلا

از ريشه حلوه به معني شيريني و آسايش گرفته شد

mahla

محلي

آراسته، زيور داده شده، چهره

mohalla

محمد

ستوده، ستايش شده

mahammad

محمد سليم

محمدسالم و بي عيب

m-salim

محمدابراهيم

پدر جماعات بسيار

m-ebrahim

محمداسماعيل

بشنو اي خدا

m-esmail

محمدامين

محمدباقر

شكافنده

m-baqer

محمدتقي

محمد پرهيزگار

m-taqqi

محمدحسن

محمد نيكو و زيبا

m-hasan

محمدحسين

محمد زيبا و نيكو

m-hoseyn

محمدرحيم

محمد مهربان

m-rahim

محمدرسول

محمد پيامبر

m-rasul

محمدرضا

محمد خشنود و راضي

m-reza

محمدرفيع

محمد بلند پايه

m-rafi

محمدصادق

محمد راستگو

m-sadeq

محمدصالح

محمد نيكوكار

m-saleh

محمدعلي

محمد بزرگ، عالي مرتبه

m-ali

محمدكاظم

محمد فروبرنده خشم، بردبار

m-kazem

محمدكمال

محمد كامل

m-kamal

محمدناصر

محمد ياري كننده

m-naser

محمدنصير

محمد ياري دهنده

m-nasir

محمدنقي

محمد پاكيزه و برگزيده

m-naqi

محمودرضا

محمود+رضا، خشنود، راضي

mahmudreza

محي الدين

زنده كننده و احيا كننده دين

mohyaddin

محيا

زندگاني، حيات، جاي زيستن، از اعلام زنان

mahya

محيط

مختار

صاحب اختيار، برگزيده، گزيننده

moxtar

مخمل

نوعي پارچه نخي يا ابريشمي لطيف

maxmal

مدبر

صاحب انديشه، باتدبير، پيشكار

modabber

مدد

ياري، كمك

madad

مديا

نام زن آخرين پادشاه ماد

medya

مديان

دشمني، نام يكي از فرزندان ابراهيم

medyan

مديحه

ستايش، مديح، آفرين

madihe

مديسا

از اعلام زنان

medisa

مديسه

نام دهي در بخش فلاورجان اصفهان

madise

مرآويز

مردآويج، دلاور، جنگنده با مردان

maraviz

مراد

خواسته، آرزو، قصه، مرشد

morad

مرادعلي

كسي كه علي مراد و مرشد اوست

moradali

مرتضي

خشنود و راضي، برگزيد

mortaza

مرجان

معرب از مارگاريت، مرواريد، بسد، جانوري است با پايه آهكي در درياهاي گرم

marjan

مرجانه

دانه مرواريد كوچك

marjane

مردآويج

دلاور، جنگجو

mardavij

مرداس

سنگ كوب، آسياي دستي، نام پدر ضحاك

merdas

مردان

منسوب به مرد، مردانه، مردها

mardan

مردخاي

نام عموي استر زن خشايارشا به معني شخص كوچك يا پرستنده مريخ

mardxay

مرزبان

مرزوق

بهره مند، روزي داده شد

marzuq

مرسده

از اعلام زنان

mersede

مرمر

نوعي سنگ آهكي سخت و متبلور و زيبا و قيمتي

marmar

مرمرين

منسوب به مرمر، كنايه از هر چيز سفيد و صيقلي

marmarin

مروا

فال نيك

morva

مرواريد

مرجان، جسمي جامد و كروي گرانبها كه از صدف بوجود مي آيد

morvarid

مروت

جوانمردي، بخشندگي

morovat

مريم

ياغيگري، نام مادر حضرت مسيح، زن پارسايي كه حديث مردان را دوست دارد، نام گلي است از تيره نرگسي ها با بوي خوش

maryam

مريم بانو

گوش ماهي كه با آن گردنبند درست مي كند، مريم خانم

maryambanu

مزدا

داناي بي همتا، آفريدگار

mazda

مزدك

نام انقلابي معروف زمان قباد كه آييني نو بوجود آورد

mazdak

مزين

آراسته، زينت داده شده

mozayyan

مژده

بشارت، نويد، شادي

mozde

مژگان

مژه ها، موهاي پلك چشم

mozgan

مستان

در حالت مستي، شادان، از اعلام زنان

mastan

مستانه

مانند مستان، شادان، از اعلام زنان

mastane

مستور

پوشيده، پنهان، پاكدامن

mastur

مستوره

زن پارسا و پاكدامن

masture

مسرور

خوشحال، شادمان

masrur

مسعود

سعادتمند، سعيد، فرخنده

مسلم

مرد مسلمان

moslem

مسيب

رها كننده ستور، ستور بر سرگذاشته

mosayyeb

مسيح

روغن ماليده، سيم گداخته، لقب عيسي

masih

مسيحا

مسيح+الف بزرگداشت و تعظيم

masiha

مشتاق

آرزومند، خواهان

mostaq

مشرف

افراشته قامت، بلند، رفيع، نمايان

mosref

مشفق

مهربان، دلسوز

mosfeq

مشكات

منفذ و جايي كه در آن چراغ بگذارند

mwskat

مشكور

سپاسگزاري شده، مورد سپاس قرار گرفته، ستوده شده

maskur

مشكوه

مشكات، چراغدان

meskat

مشكويه

از الحان موسيقي، مشكوي، حرمسراي شاهانه

moskuye

مشكين بانو

بانوي خوشبو

moskinbanu

مشير

اشاره كننده، مشورت كننده، رايزن

mosir

مصباح

چراغ، ستاره

mesbah

مصطفي

برگزيده، خالص

mostafa

مصعب

كار دشوار، نر، فحل، اسبي كه سواري نداده باشد

mosab

مصلح

اصلاح كننده، آشتي دهنده. نيكوكار

mosleh

مصلح الدين

اصلاح كننده در دين

moslehaddin

مطهر

پاك شده، پاكيزه، مقدس

motahhar

مطهره

 زن پاكيزه و مقدس

 

مهتاب

تابش ماه، نور ماه

mahtab

مهتابان

ماه تابان، ماه درخشان

mahtaban

مهتاج

دارنده تاجي چون ماه، زن زيبا

mahtaj

مهتدي

راه راست يافته، هدايت شده

mohtadi

مهداد

داده و بخشنده ماه

mahdad

مهدخت

دخترماه، زيبارو

mahdoxt

مهدي

هدايت شده، ارشاد شده، كسي كه خداوند او را به سوي حق هدايت كرده

mahdi

مهديس

مانند ماه زيبا

mahdis

مهديه

عطا و بخشش، عروس فرستاده شده به خانه مادر، مونث مهدي

mahdiye

مهذبه

زن پاكيزه گشته، پيراسته، تربيت شده

mohazzabe

مهر

محبت، دوستي، پيمان، خورشيد، روز شانزدهم هر ماه شمسي، شيرا نام يكي از خدايان، رب النوع آفتاب

mehr

مهرآذر

فروغ خورشيد، نام يكي از موبدان پارس

mehazar

مهرآرا

آراينده مهر و محبت

mehrara

مهرآزاد

خورشيد روي آزاده

mehrazad

مهرآسا

مانند خورشيد زيبا

mehrasa

مهرآگين

آكنده از مهر و محبت

mehragin

مهرآيين

داراي راه و روش خورشيد، بخشنده

mehrayin

مهراب

داراي فروغ خورشيد، نام پدر رودابه همسر رستم

mehrab

مهراس

هاون، چوبي كه دانه ها را با آن مي كوبند، نام پدر الياس پيامبر

mehras

مهراسپند

كلام مقدس، روز بيست و نهم هر ماه شمسي، از ايزدان زردشتي

mehraspand

مهرافروز

روشنايي دهنده خورشيد

mehrafruz

مهرافزا

آنكه بر مهر ومحبت خود بيفزايد

mehrafza

مهرالنساء

مورد مهر و محبت و توجه زنان

mehrolnasa

مهرالنساء

مورد مهر و محبت و توجه زنان

mehrolnasa

مهرام

مه+آرام، ماه آرام

mahram

مهران

منسوب به مهر، محبت و دوستي، فروغ خورشيد-در پهلوي ميتران، نام مردي بوده فرزانه و بزرگوار، نام يكي از خاندانهاي هفتگانه عصر ساساني

mehran

مهران دخت

دختر مهران

mehrandoxt

مهراورنگ

دارنده مهر و شكوه خورشيد

mehrorang

مهربان

با مهرو محبت

mehraban

مهربانك

گياه عشقه، نوعي پيچك

mehrbanak

مهربانو

بانوي خورشيد، زن زيبا، بامحبت

mehrbanu

مهربرزين

نام يكي از سه آتشكده ساساني

mehrbarzin

مهرپو

پوينده راه مهر و محبت

mehrpu

مهرتاج

آنكه تاجش از خورشيد است

mehrtaj

مهرجان

معرب مهرگان، ماه مهر، پاييز، جشن روز شانزدهم مهر

mehrjan

مهرجو

طالب مهر و محبت

mehrju

مهرخ

ماهرو، آنكه چهره زيبا همچون ماه دارد

mahrox

مهرخسار

ماهرو، ماهرخ

mahroxsar

مهرداد

آزاده بزرگ، نام يكي از رجال ساساني

mehrab

مهرداد

آزاده بزرگ، نام يكي از رجال ساساني

mehrdad

مهرداد

داده و بخشيده مهر، در پهلوي ميترادات

mehrdad

مهرديد

كسيكه مورد مهر و محبت قرار گرفته

mehrdid

مهرزاد

زاده خورشيد، درخشان، مهربان

mehrzad

مهرسا

مانند مهر

mehrsa

مهرسب

دارنده اسب خورشيد

mehrasb

مهرشاد

مهرشيد، خورشيد تابان

mehrsad

مهرشيد

خورشيد تابان

mehrsid

مهرعلي

دوستدار علي

mehrali

مهرك

خورشيد كوچك، زيبا و درخشان، مهر و محبت

mehrak

مهرگان

ماه مهر، روز شانزدهم ماه مهر، نوايي در موسيقي

mehrgan

مهرلقا

دارنده چهره زيبا مانند خورشيد

mehrlaqa

مهرناز

داراي مهر و ناز

mehrnaz

مهرنام

آنكه نام مهر و محبت را دارد

mehrnam

مهرنگار

آراينده مهر

mehrnagar

مهرنوش

خورشيد جاويد، محبت ابدي

mehrnus

مهرنيا

از نژاد مهر

mehrniya

مهرو

آنكه داراي چهره اي زيبا مانند ماه است

mahru

مهرورز

محبت كننده، دوستدار

mehrvarz

مهروش

مانند خورشيد

mehrvas

مهريار

با مهر و محبت

mehryar

مهزاد

زاده ماه، زيبارو

mahzad

مهسا

مانند ماه، زيبارو

mahsa

مهست

بزرگورا، محترم

mahast

مهستي

بانوي بزرگ، ماه بانو، ستي مخفف سيدتي- بانوي من

mahasti

مهستي

بانوي بزرگ، ماه بانو،ستي مخفف سيدتي- بانوي من

mahasti

مهشاد

مهشيد، ماه درخشان، ماهتاب

mahsad

مهشيد

ماهتاب، ماه درخشان

mahsid

مهكامه

در آرزوي ماه، مهكام

mahkame

مهلا

دوستانه، از اعلام زنان

mahla

مهلار

نام راي هند در كتاب طوطي نامه

mahlar

مهنا

گوارا، خوش آيند

mohanna

مهناز

ناز ماه، نازدار، زيبارو

mahnaz

مهنوش

ماه جاويدان

mahnus

مهوار

مانند ماه زيبا

mahvar

مهوش

مانند ماه زيبا

mahvas

مهوند

مانند ماه زيبا

mahvand

مهيار

ماهيار، كنايه از عاشق شب زنده دار، نام يكي از پهلوانان زمان گرشاسب

mahyar

مهيلا

ريگ پراكنده، از اعلام زنان عرب

mahila

مهيمن

ايمن كننده، گواه صادق، نگهبان، از صفات الهي

mohayman

مهين

منسوب به ماه، زيبارو

mahin

مهين بانو

بانوي بزرگ و زيبا

mahinbanu

مهيندخت

دختر بزرگ و زيبا

mahindoxt

مهينزاد

ماهزاد، زيبارو

mahinzad

مهينفر

دارنده شكوه و درخشندگي ماه

mahinfar

مهينه

منسوب به ماه

mahine

موتمن

امين، مورد اطمينان، وكيل

motaman

موثق

مورد اطمينان، معتمد

movassaq

موج

خيزاب، تلاطم آب

moj

موحد

يكتاپرست

movahhed

موحده

زن موحد و يكتاپرست

movahhede

مودب

باادب، تربيت شده

moaddab

موريس

مصر، مبرم، اصرار كننده، از اعلام مردان

muris

موژان

چشم پر كرشمه و شهلا، چشم خواب آلود، چشم زيبا و خمار

muzan

موسي

تيغ سلماني، پيامبر يهود

musa

موسي الرضا

موسي+رضا، لقب امام هشتم

musarreza

موعود

وعده كرده، وعده داده شده

moud

موفق

كامروا، كامياب، ياري شده

movvafaq

مولود

زاييده شده، زمان ولادت

molud

مومن

گرونده، باايمان

momen

مونا

ضمانت يا مسئوليت مشترك، از اعلام زنان

muna

مونس

همدم، يار

munes

مونيكا

مشاور

munika

مويد

تاييد كننده، تقويت كننده

moayyed

مويد الدين

تاييد كننده دين

moayyedaddin

ميبو

داراي بوي شراب

meybu

ميترا

مهر، نام فرشته موكل بر مهر و محبت، فرشته نگهبان راستي و عهد و پيما، مظهر خورشيد و فروغ، خورشيد

mitra

ميثاق

عهدو پيمان، از اعلام مردان

misaq

ميثم

كف پاي سخت شتر كه زمين را بكوبد، ميثم تمار نام يكي از ياران حضرت علي

meysam

ميچكا

گنجشك، به روسي:خرس، ميخائيل، ميشكا، ميستا

micka

ميديا

مديا، نام يكي از بانوان ماد، همسر آخرين شاه ماد

midya

ميران

منسوب به امير

miran

ميراندا

از اعلام زنان

miranda

ميرزا

اميرزاده، كاتب، نويسنده

mirza

ميرك

امير كوچك

mirak

ميسون

سنگ تراش، از اعلام مردان

meyson

ميشا

مخفف هميشا، گل هميشه بهار

misa

ميشل

ميشائيل، ميكائيل، مثل خدا

misel

ميكائيل

از فرشتگان مقرب درگاه خدا، كيست مانند يهوه

mikail

ميكال

كيست مانند يهوه، نام همسر داود پيامبر

mikal

ميلاد

مهرداد، آفريده مهر، در عربي: زمان ولادت

milad

ميمنت

مبارك، خجسته، فرخنده

meymanat

مينا

آبگينه اي كه با لاجورد و طلا و نقره نقاشي كرده باشند، نام گلي است، جواهر و آرايش گردن، شيشه شراب، نام پرنده اي است با پرهاي سياه و قهوه اي كه كلمات و آواز پرندگان را تقليد مي كند

mina

مينادخت

دختر مينا

minadoxt

ميناوش

به رنگ مينا

minavas

مينو

بهشت، جنت، فردوس برين، مينا

minu

مينوچهر

منوچهر، آنكه چهره اي بهشتي دارد

minucehr

مينوزاد

زاده بهشت، زيبا و پاك

minuzad

مينوس

در اساطيري يوناني پادشاه كرت بود كه به سبب عدالتخواهي پس از مرگ به صورت قاضي ارواح در آمد

minus

مينوفر

داراي فر و شكوه بهشتي

minufar

ميهن

محل اقامت، وطن، زادبوم، خانمان

meyhan

ميهن تاج

تاج كشور

meyhantaj

ميهن يار

دوست و ياور ميهن

meyhanyar


|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389  |
 
|+| نوشته شده توسط مریم چگنی در دوشنبه یازدهم مرداد 1389  |
 
 
بالا